تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
سلولى شوند ، خلقت چنين موجودى كه در مسير قانون تكامل ، مظهر اين همه نظامات مىشود نيز دليل بر قدرت خداست و در برهان عنايت و نظم به وجود اين نظم و مطابقت و هماهنگى و تناسبى كه در عالم و مخلوقات است استدلال مىشود ، تفاوت نمىكند كه آنچه در آن ، اين نظام بر قرار است دفعتاً به وجود آمده يا به تدريج و تحت تأثير نواميس تطور ، تكامل يافته باشد ؛ چون همين تكامل تدريجى و انتخاب طبيعى در ميدان تنازع در بقا كه با دقت و نظم موجودات را تا اينجا آورده است ، دليل وجود قصد و هدف و شعور است . زيرا واقع بودن موجود زنده در چنين مسيرى كه به اين همه آثار و نظام محير العقول منتهى مىشود ، حتماً به طور تصادف نخواهد بود ، سير چندين ميليون سالى موجود زنده تك سلّولى از آنجا تا اينجا و گذشتن آن از اين راه‌هاى پر پيچ و خم و مسافت طولانى و قابليت آن براى قبول اين همه فعل و انفعالات ، عجيب و مبهوت كننده بوده و بودن آن در چنين مسير كامل ارتقايى ، دليل بر وجود قصد و هدف است و با وجود نظم و تناسب و قابليت پذيرش نظم ، مجرد حصول تدريجى ، دليل نفى قصد و شعور نمىشود ؛ چنان‌كه تكوين درخت از هسته در يك مدّت طولانى و پيدايش انسان از نطفه تحت نواميس و قواعد معين ، برهان نظم را رد نمىكند بلكه تأييد مىنمايد . آنچه الهى مىگويد ، دليل قصد و شعور است ، گفته الهى اين است كه موجود زنده چگونه تغيير شكل مىدهد و چگونه به مسيرى كه به تكاملش منتهى مىشود هدايت مىگردد ، خودش مىفهمد يا به طور ضرورت و كور كورانه است ؟ چرا وقتى در محيطى كه مناسب با زندگى او نيست واقع مىشود منقرض نمىگردد ؟ آيا تبعيت اين موجود از اين نظام دليل بر قصد و شعور نيست ؟ « 1 »
هامش
( 1 ) . راجع به وجود قصد و هدف و اينكه نظامى كه درعالم وجود بر اساس قصد و هدف بر قرارشده و رد شبهات ماديين باز هم كتاب « علي الطلال المذهب المادي » ، ج 1 ، ص 111 - 149 را مطالعه فرماييد . .