( تا اينكه مىگويد : ) بايد دانست كه تكامل يكى از قوانين طبيعت است كه خداوند در موقع خلقت عالم مادى ، آن را خلق كرده » .
پس از يك سلسله مطالب در اين زمينه مىگويد :
« بايد قبول كرد كه در پشت اين تحوّلات و تغييرات ، قوه عاقلهاى وجود دارد كه آنها را ايجاد و برقرار نموده است و همچنين بايد اذعان كرد كه تحوّلات ، نتيجه مشيت يك صاحب اراده حكيم است .
( تا اينكه مىگويد : ) پديده تكامل و طرز انجام يافتن آن به طورى كه ما مشاهده مىكنيم مظهر يك حكمت عالى است » . « 1 »
3 - در مورد آياتى كه پرسش شده ، آيا مىتوان نظريه تكامل را ( به اين كيفيت كه تمام انواع ، مشتق از يك موجود تك سلولى باشند ) در مورد پيدايش انسان از آنها استفاده كرد يا نه ؟
قبلًا بايد توجه داشت آيات راجع به خلقت انسان و ساير جانداران ، آفرينش آسمان و زمين و به طور كلى عالم خلقت خيلى بيش از اينهاست و بايد در تفسير آيات راجع به هر موضوع ، تمام آيات مربوط به آن را در نظر گرفت . به علاوه محتمل است كه بعضى از آن آيات از متشابهات باشند كه در تأويل و تفسير آن حتماً بايد از احاديث و روايات استفاده كرد و بدون مراجعه به احاديث ، اظهار نظر قطعى در مورد اين گونه آيات خطاست . « 2 »
و اما آياتى را - كه پرسيدهايد : آيا مىتوان آنها را طبق اين نظر ، شرح و تفسير
هامش
( 1 ) . اثبات وجود خدا ، ص 56 - 58 .
( 2 ) . اصولًا يك نظر در آيات متشابه اين است كه بايد منتظر بود تا « آينده » تأويل و معناى آن را روشن سازد مثل اين آيات اذَاالشَّمْسُ كُوِّرَتْ . . . و مثلًافَارتَقِب يَومَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخان مُبين ، پس اگر از خود پيغمبر صلىالله عليه وآله و سلم و اهل بيت آن حضرت عليهمالسلام كه همسنگر قرآنند ، درمورد اين آيات متشابه تفسير و تأويلى نرسيده باشد ، بايد منتظر آينده و زمانى بود كه تأويل آن آشكار شود . .