تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
پس به هر نحو كه گفته شود ، عنايت و هدف و شعور اثبات مىشود و حصول انواع چه به اين نحو باشد يا به آن نحو ، عنايت و هدف را ثابت مىكند اصول داروينيسم غير از سرگذشت و به قول بعضى وصف موجود زنده ، چيزى نيست و علت را بيان نمىكند . مسأله‌اى كه شعور و التفات را اثبات مىكند ، مسأله سرّ تبعيت هر موجود از وضع محيط و وراثت و برقرارى تنازع بقا در تكامل موجودات زنده است ، اين خود نظام بسيار عجيبى است كه از آن ، اين همه نظامات و توافق‌ها تابحال پديد آمده و هرگز بدون عنايت و قصد و شعور ، خود به خود آن را نمىتوان فرض نمود و نواميس و اصولى كه گفته‌اند بر فرض صحت و اصالت ، اصل پيدايش موجودات و پيدايش حيات و حقيقت ظواهرى را كه حس مىكنيم نمىتواند تفسير و توجيه نمايد ، به هر حال ، پندارها و گمان‌هايى كه فرضيه تكامل بر آنها بنا شده در برهان‌هايى كه بر وجود خدا اقامه شده خللى وارد نمىكند . ادواردلونزكيسل ، استاد علوم ، دكترا در حقوق ، استاد و رئيس اراده زيست شناسى ، جانور شناس و حشره شناس مىگويد : « اگر علماى طبيعى دلايل علمى را همانطور كه براى اخذ نتايج علمى و تأمين منظور شخصى ، مطالعه مىكنند از نظر دلالت بر وجود خدا مورد مطالعه قرار دهند ، قهراً به وجود صانع معترف خواهند شد ، البته بايد تعصب را كنار بگذارند ، چه مطالعات علمى ، هر صاحب عقل سليم را مجبور مىكند كه به يك علت اوليه قايل شود كه ما آن را خدا مىناميم . خداوند به نسل كنونى بشر يعنى نسل ما ، لطف بيشترى نموده و با كشفيات مهمى كه در علوم طبيعى صورت مىگيرد ما را غرق رحمت فرموده و تمامى افراد بشر اعم از علما و عوام بايد به شكرانه اين موهبت عُظمى ايمان خود را راسخ‌تر كنند .