تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
نيستند و در پيدايش ، استقلال ندارند ، بلكه بعضى از بعض ديگر به طور تحول و ارتقاى تدريجى ، اشتقاق يافته‌اند . و اين ارتقاى تدريجى در اثر ضرورت‌هاى حياتى و استعمال اعضا و به كار بردن آنها يا به كار نگرفتن و بىنياز شدن از آنها و طرز معيشت و حكم وراثت حاصل شده است . اين نظريه در برابر نظريه « تعاقب خلق » چندان چهره‌اى نداشت تا اينكه داروين درسال 1859 با نوشتن كتاب « اصل الانواع » و سپس در سال 1871 « تسلسل انسان » آن را تأييد كرد .

اصول چهارگانه داروينيسم

خلاصه ، نظر داروين - چنان‌كه بعضى نوشته‌اند - اين است كه : موجودات زنده تابع چهار ناموس و اصل هستند : اصل « تنازع بقاء » ، اصل « تباينات بين افراد » ، اصل « تباينات به ارث » و اصل « انتخاب طبيعى » . 1 . « تنازع بقاء » : معنايش اين است كه موجودات زنده دايماً با طبيعت و با خودشان در تنازع هستند . و در اين تنازع ، غلبه و پيروزى براى فرد و موجودى است كه واجد شرايط و صفات غلبه و بقا باشد . و اين شرايط و صفات بالنسبه به حيوان و نبات مختلف است . گاهى قوت ، شجاعت يا بزرگى جثّه يا كوچكى يا سرعت يا زيبايى يا زيركى يا حيله گرى در دفع شرّ ، و به دست آوردن غذا يا شكيبايى بر گرسنگى و تشنگى يا چابكى و صفات ديگر است ، وقتى آن موجودى كه واجد شرايط بقاست غلبه كرد و آنكه فاقد بود ، مغلوب شد ، مغلوب ، فانى و منقرض مىشود و شايستگان براى بقا باقى مىمانند . 2 . « تباينات بين افراد » : معنايش اين است كه اجسام زنده در صفات خود از اصلى كه دارند ، مباينت پذير مىباشند . و براى همين جهت است كه ميان پسران و پدران ، تشابه تام و همانندى كامل ديده نمىشود . و همچنين هر