منطقىتر شمرد و نظرى را كه روحانى پذيرفته و از آن دفاع مىنمايد ، عاميانه فرض كرد .
متأسفانه اينجا يكى از مواردى است كه تلقينات سوء استعمارگران ، افكار را منحرف كرده بود تا حدى كه در آغاز آشنايى مسلمانان با دانشهاى جديد ، مىخواستند بين دانشكدههاى علوم جديد و علما و دانشجويان آن و بين علماى اسلام و مدارس علوم معارف اسلام فاصله انداخته ، دانشجويان دانشگاهها را از طلاب و دانشجويان حوزههاى علمى اسلام مانند قم و نجف اشرف ، جدا سازند و بين آنان بىجهت سوءتفاهم ايجاد كنند . در حالى كه موجبات حسن تفاهم و همكارى آنان با يكديگر در همه زمينهها فراهم است و بايد هم حسن تفاهم داشته باشند . استفادهها و بهرههايى كه استعمارگران از اين كار برده و مىبرند ، در هر زمينه بيش از حد تصور است .
بعضى هم از روى بىاطلاعى و قياس مع الفارق ، علماى اسلام را كه با عاليترين مكتب انسانى و مترقى قرآن آشنا هستند و از آن الهام مىگيرند و به عقل و منطق ، اعتماد دارند ، با روحانيون مسيحى كه افكار خرافى و تعصبات كور كورانه و اعتماد بر كتب تحريف شده عهد عتيق و جديد ، آنان را از درك حقايق مسلّم هم باز مىدارد ، قياس مىكنند .
ممكن است روحانيونى باشند كه بعضى از آرايى را كه به آن معتقدند نمىتوانند كاملًا توضيح و شرح دهند و يا با استشهاد به آراى دانشمندان غرب ( كه برخى غربزدهها مىخواهند هر مطلبى را از زبان آنان بشنوند ) عرضه نمىدارند ، اما اين دليل بر ضعف آن آراء نمىباشد . و اصولًا در بحث علمى اين حرف را كه روحانى گفته يا غير روحانى ، نبايد مطرح باشد بلكه بايد نظريه و رأى ، مورد بحث قرارگيرد و در هر مورد به دليل علمى يا عقلى يا نقلى معتبر و صحيح ، استناد كرد .
به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 117
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١١٧