تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
نكته سوم : در موضوع پيدايش موجودات زنده دو نظر هست : يكى نظر ابداع و خلقت دفعى و ثبوت و استقلال انواع يا بعضى از انواع مانند انسان . طرفداران اين نظريه از جنبه علمى مىگويند : آثار حيوانى متحجر ( فسيل ) كه در لايه‌هاى زمين كشف شده ، حادث بودن نوع انسان را و اينكه بعد از نبودن ، وجود يافته تأييد مىكند ، چنان‌كه وجود حيوانات و نباتات را در اعصار گذشته كه نوعشان از بين رفته و منقرض شده‌اند نيز تأييد مىنمايد . و علت اين انقراض را حوادث و پيشامدهاى بزرگى مانند : زلزله و طوفان‌هايى كه در زمين درطول ميليون‌ها سال اتفاق افتاده است ، مىدانند و مىگويند : بر اثر انقراض انواعى از موجودات زنده ، در هر حادثه و سانحه‌اى ، نوع ديگرى آفريده شده و همينطور ادوار مختلفه جلو آمده است . و اين وضع را تعاقب خلق مىنامند . و گروهى از دانشمندان مانند كوفيه ، آغاسيز سويسى و ورخوف « 1 » اين نظر را پذيرفته‌اند . پس اين نظريه يك نظريه غير علمى و بىاهميت و معلوم البطلان نيست ، هر چند در برابر نظريه تطور و تحوّل ، از جنبه علمى نتوان آن را صددرصد صحيح و مطابق حقيقت گرفت و نظريه نشو و ارتقا را مردود و باطل شمرد ؛ چون هر يك از اين دو نظر ، محتمل است مطابق با واقع باشد يا نباشد . نظر ديگر ، فرضيه تطور و نشو و ارتقا است كه از مشهورترين كسانى كه آن را پذيرفته‌اند لامارك فرانسوى است . لامارك ، گمان كرده است كه انواع موجودات زنده ثابت و غير متحول
هامش
( 1 ) . اين دانشمند كه پيرامون نظريه داروين ، كاوش‌هاى بسيار كرده ، سخنرانى سودمندى دارد كه به قسمتى از آن در آخرجلد دوّم نقد فلسفه داروين ، تأليف علامه بزرگ و دانشمند مجهول القدر آيت اللّه مرحوم شيخ محمد رضا اصفهانى نجفى ، استشهاد شده است . .