شما بگيرند و تمام كارها را به آنها واگذار كرديد تا بر اساس پوسيده حدس و گمان به حكومت بپردازند و راه شهوترانى و خودكامگى را پيش گيرند .
مايه تسلط آنان بر حكومت و اين قبيل رفتار ظالمانه ، فرار شما از كشته شدن و دلبستگىتان به زندگى دنيا است كه از شما جدا خواهد شد . شما با اين كار ، ناتوانان و مردم مسلمان را در اختيار آنان قرار داديد تا يكى را با دادن پول و مقام بنده خود كنند و ديگرى را به حدى در فشار معيشت قرار دهند كه فكرى جز تهيه لقمه نانى نداشته باشد و آنها هم با خيال آسوده هر نوع دلشان بخواهد با ملك و مملكت بازى كنند ، رسوايى هوسرانى را بر خود هموار سازند به پيروى از اشرار و در برابر خداى جبّار !
در هر شهرى يك منبرى و خطيب و سخنورى زبردست گماشتهاند ، خاك وطن زير پايشان پراكنده و دستشان در همه جا باز است ، مردم برده ايشانند و هر دستى بر سر آنها زنند ، دفاع از آن
نتوانند . يك حاكم زورگو و بدخواه است ، حاكم ديگر بيچارگان را مىكوبد و با آنها قُلدرى و سختگيرى مىكند ، نه از خدا مىترسند و نه به روز رستاخيز ايمان دارند .
شگفتا ! و چرا در شگفت نباشم كه مملكت در تصرّف مردمى دغلباز و ستمكار است و مالياتبگيران ستم و استاندارانش نسبت به مردم باايمان غيرمهربان ، خدا در مورد آنچه دربارهاش كشمكش داريم ، داورى خواهد نمود و درباره آنچه بين ما رخ داده با رأى خودش حكم خواهد نمود .
خدايا تو مىدانى كه آنچه از ما اظهار شد و مبارزهاى كه ما شروع كردهايم بر ضد حكومت اموى ، به واسطه علاقه به حكومت بر مردم نبوده و نيز براى جستجوى ثروت و نعمتهاى زايد و كالاهاى دنيا نبوده ، بلكه براى اين بوده كه ارزشهاى درخشان دين تو را ارائه دهيم و در كشورت اصلاح پديد آوريم و ستمديدههايى از بندگانت را آسودهخاطر كنيم تا قوانين آسمانى تو عملى گردد .
بنابراين ، شما علماى دين ! بايد ما را يارى كنيد و داد ما را از قدرتهاى ستمكار و
نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 67
مساهمون: السيد محمد صادق الروحاني
ص٦٧