تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
آيه 17 ) به‌طور كلى سلب مالكيت از انسان‌ها نمىكند . به قول يكى از نويسندگان ( قرآن اين مسئله را با ظرافت خاص خود حل مىكند ، خدا را به درون اجتماع آورده او را به انسان نزديك مىكند ، به‌طورى كه بشر را خليفةالله مىنامد ] بقره ، آيه 30 [ آن‌گاه قرآن ، توده‌هاى محروم را بر قدرتمندان مىشوراند و تنها اينان را به‌عنوان گروهى كه حق استفاده از اين مالكيت سپرده شده را دارند به رسميت مىشناسد . . . اسلام با حذف واژه مالكيت از اقتصاد ، چنان كه در بالا اشاره شد امكان بهوجود آمدن طبقات را ريشه‌كن مىكند ، تساوى مردم در جامعه اسلامى آن‌قدر بديهى است كه ذكر مجدد آن لزومى ندارد ) . اسلام مالكيت خاصه را امضا نموده و مردم را به حمايت از آن دعوت كرده است ، زيرا اگر مالكيت ملغى شود ، روح رقابت در مردم مىميرد و كارهاى مثمر و بانتيجه انجام نمىگيرد ، و آن حبّ تملك كه ناشى از حبّ نفس است و ذاتى و سبب رغبت به‌كار است بىاثر مىشود . و همچنين شارع مقدّس اسلام در آزادى اقتصادى تأكيد مىكند ، زيرا موجب باز بودن دست در ميدان عمل و زيادى ثروت مىشود و تحريص بر كسب و الزام به‌كار نموده و كار را جهاد و شرف به حساب مىآورد و بر كاسب و كارگر عنوان حبيب‌الله و از اين قبيل القاب و صفات پسنديده اطلاق مىكند و نهى شديد از بيكارى و تنبلى نموده و دولت را ملزم مىكند كه وسائل كار براى مردم فراهم نمايد و مقدمات آن را فراهم كند ، و حاكم و والى را ملزم نموده مراقب حالات مردم باشد و زندگى افراد را تحت نظر بگيرد و تفحص كند از حال بيچارگان و آنهايى كه قرض دارند و تمكن در پرداخت ندارند ، و از بيچارگان دستگيرى نمايد و وسايل زندگى براى آنان فراهم نمايد . و به همين مناسبت ضمان اجتماعى را تشريع نموده است ، يعنى دولت موظف است به كسانى كه عاجز از كسب هستند مصارف روزانه بپردازد . - حتى اگر مسلمان نباشند - روزى حضرت امير ( عليه السلام ) در بازار كوفه عبور مىفرمود پيرمردى را ديد گدايى
نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 114 | السيد محمد صادق الروحاني