تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
بشرى را با خدا در صفات خاص خداوندى شريك بداند ، جهل است كه انسان چاه را راه ، ذلّت را عزّت و ظلم را خدمت مىپندارد . . . روى اين اصل ، اسلام به تحصيل علم و دانش اهميت فوق‌العاده زيادى قائل است و در آيات و روايات بسيارى آن را گوشزد مىكند . در روايات بىشمارى سفارش تحصيل علم تا آخر زندگى شده است و يا بر علما ، فضيلت و برترى بر ساير افراد قائل شده ، و يا مداد آنها را افضل از خون شهدا دانسته ، و يا آنها را ميراث‌داران پيامبران ، خلفاى رسول‌الله ( صلى الله عليه وآله ) ، امناء الرسل ، شمرده است . اسلام از تعلّم هيچ علمى منع نكرده است . امام صادق ( عليه السلام ) در مدت كمى كه اوضاع زمان را مساعد ديد ، علوم زيادى حتى فيزيك و شيمى تدريس مىفرمود و عده زيادى دانشمند در جميع علوم تحويل جامعه داد . البته اسلام در كيفيت تعلم نظر خاصى دارد ، اولا : بايد در تدريس روش‌هاى اسلامى ملحوظ شود ، ثانياً : كيفيت استعداد افراد سنجيده شده و هر دسته به يك سلسله از علوم مشغول شوند . امام صادق ( عليه السلام ) كه در ميان شاگردانش دسته‌هايى بودند ، براى هر علمى دسته‌اى را كه استعداد فرا گرفتن آن را داشتند انتخاب مىفرمود ، مثلا دسته‌اى را در روايات نهى شده است كه فلسفه بخوانند ، آنهايى هستند كه استعداد فراگرفتن اين علم را ندارند و خواندن مباحث اين علم موجب مىشود كه عقايد انحرافى پيدا كنند . در اين صورت بر عهده وزارت فرهنگ است كه جمعى از متخصصين را جمع نموده و برنامه‌هاى خاصى بر مدارس تعيين كنند و نوباوگان را با روش‌هاى اسلامى تربيت نمايند . متأسفانه وضع تعليم و تربيت جوانان ما و مدارس از ابتدايى تا آخرين مرحله به نحوى است كه با تربيت و تعليم اسلامى فرسنگ‌ها فاصله دارد . در مراتب بالا كه تعليمات اسلامى نيست و در مدارسى هم كه تعليمات دينى دارد غير از اسم چيزى