حق هدايت كنند و به آن دين حكم و دادگرى نمايند » « 1 » و نفرموده است : « عَلى امّةِ مُوسى » ، يا « عَلى كلّ قوم » ، با وجودى كه آنان در آن روز امّتهاى گوناگون بودند .
از اين دو آيه معلوم مىشود امر به معروف و نهى از منكر دستور خاص است نه عام . همچنين است آيه شريفه : إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلّهِ يعنى : « همانا ابراهيم ( خليل ) امتى مطيع و فرمانبردار و يكتاپرست بود » « 2 » ، كه امّت به يك تن و بيشتر از آن اطلاق مىشود ؛ پس ، اين كار بر كسى كه در زمان صلح و آرامش ، توان ، نيرو ، ياور و فرمانبردار ندارد واجب نيست « 3 » .
ردّ : در مباحث آينده خواهيد دانست امر به معروف و نهى از منكر دو قسم دارد : فردى و اجتماعى ؛ اشارهى اين آيهى كريمه ، روايت شريفه و روايات مشابه آن به بخش اجتماعى آن است نه فردى . بخش فردى امر به معروف و نهى از منكر بر عهدهى تمام مكلّفان است و اثرى بر عينى يا كفايى بودن آن مترتب نيست ؛ زيرا ، وجوب كفايى ، مانند وجوب عينى بر عهدهى تمام مكلّفان است ، با اين تفاوت كه وجوب كفايى به انجام ندادن ديگران مشروط است . پس ، اگر يكى از مكلّفان امر به معروف نمود و غرض حاصل شد ، وجوب كفايى يا عينى ساقط مىشود ؛ و اگر اين فريضه ترك شد ، همگان عقوبت مىشوند ، چه وجوب آن كفايى باشد و چه عينى ؛ و اگر تنها عدّهاى بر اين كار توانايى
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) ، 159 .
( 2 ) . نحل ( 16 ) ، 120 .
( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 126 ، ح 21152 .