و يا به خيرى راهنمايى يا اشاره كند ، ( در اجر آن ) شريك است » « 1 » ؛ و ج ) « لا يتَكلّمُ الرّجُلُ بِكلَمَةِ حَقّ يؤخَذُ بِهَا إِلا كانَ لَهُ مِثلُ أَجرِ مَن أَخَذَ بِهَا ؛ مردى كه سخن حقّى را بگويد و ديگران به آن عمل كنند ، براى او همانند پاداش كسانى است كه به آن سخن عمل كردهاند » « 2 » ؛ و موارد ديگرى كه در زمينهى ترغيب امر به خير و ستايش امر به معروف آمده است . بنابراين ، اين ادلّه بر ارادهى مطلق رجحان حمل مىشود و وجوب امر به واجب از ادلّهى ديگرى به دست مىآيد .
با توجّه به اين مطلب ، اگر گفته شود منكر بر دو قسم محظور و مكروه است ؛ لذا ، نهى از قسم اوّل واجب ، و از قسم دوّم مستحب است - همانطور كه از ابن حمزه « 3 » ، و ابى الصلاح « 4 » و علّامه در المختلف « 5 » آمده است - مطلب بعيدى نخواهد بود .
مسأله دوم : اقسام امر به معرف و نهى از منكر
1 ) امر به معروف و نهى از منكر ، واجب عينى يا كفايى ؟
آيا وجوب امر به معروف و نهى از منكر آنطور كه مرحوم
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 125 ، ح 21147 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 173 ، ح 21273 .
( 3 ) . الوسيله ، ص 207 .
( 4 ) . الكافى ، ص 264 .
( 5 ) . مختلف الشيعه ، ج 4 ، ص 459 .