تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امر به معروف و نهى از منكر (فارسى) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
به او فرمان داد شهرى را كه در آن عدّه‌اى از كفّار و بدكاران بودند ، به زمين فرو ببرد . جبرائيل گفت : آيا همه را به زمين ببرم ، جز آن زاهد و پارسا را ؟ تا آنكه به حقيقت فرمان خدا پى ببرد ؟ خدا فرمود : او را پيش از ديگران به زمين فرو ببر . جبرائيل پرسيد : پرودگارا ، به من بگو چرا چنين كنم در حالى كه او پارسا و عابد است ؟ خداوند فرمود : به او امكانات دادم و او را قدرتمند ساختم ، در حالى كه او امر به معروف و نهى از منكر نمىكند و در حالت غضب و خشم من به محبّت و دوستى آنان اهميت مىدهد . از رسول خدا ( ص ) پرسيدند : وضع ما چگونه خواهد بود در حالى كه آن‌چه را از منكرات مىبينيم بر رد كردن آن قادر نيستيم ؟ فرمود : حتماً امر به معروف و نهى از منكر كنيد يا اين كه عذاب خدا به طور قطع شما را شامل خواهد شد . سپس فرمود : هر كس از شما منكر را ببيند ، بايد با دست مانع از انجام آن شود ، اگر نتوانست با زبان ، و اگر با زبانش نتوانست پس با قلب خويش . همين مقدار براى او كافى است كه خدا بداند وى اين كار را ناپسند مىدارد » . 13 ) محمّد بن حسن رضى در نهج البلاغه از اميرالمؤمنين ( ع ) روايت مىكند : « مَنْ أَحَدّ سِنَانَ الْغَضَبِ لِلّهِ قَوِى عَلَى قَتْلِ أَشِدّاءِ الْبَاطِلِ » « 1 » ؛ « كسى كه دندان خشم را به خاطر خدا تيز كند بر كُشتن سردمداران كفر توانايى پيدا مىكند » . 14
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، ص 501 ، باب حكم ، ح 174 .