آنان - يعنى علما با ترك فريضهى نهى از منكر - در شمار مرتكبين منكرات قرار گرفتهاند » « 1 » . شايد راز اين مطلب در آن است كه فرد گناهكار ولعى دارد كه او را به سمت گناه و ارتكاب آن سوق مىدهد ؛ پس ، معصيت او از قبيل چيزى است كه از طريق طبع حاصل مىشود ، به سبب آن كه حركتى آميخته به ولع و بدون بصيرت است ؛ امّا عالمى كه نهى از منكر را ترك كرده ، ميثاقى كه خدا از او گرفته را وانهاده ، و آن را تنها براى رضايت مردم ترك نموده و رضايت مردم را بر رضايت خداوند برگزيده است .
نتيجه آنكه : دلالت آيهى كريمه بر لزوم اين فريضه كاملًا آشكار است .
5 ) لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِى إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ * كَانُواْ لَا يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ ؛ « كافران بنى اسراييل به زبان داود و عيسى پسر مريم از آن رو لعنت كرده شدند كه نافرمانى ( خدا ) نموده و ( از حكم حق ) سركشى مىكردند . آنان هيچگاه يكديگر را از كار زشت خود نهى نمىكردند ، و آنچه مىكردند بسى قبيح و ناشايسته بود » « 2 » .
تقريب : شديدترين واژهاى كه خداوند متعال غضب خود را با استفاده از آن نشان مىدهد ، « لعنت » است . ملعون كسى است كه از رحمت و رأفت خدا محروم باشد . داوود ( ع ) هم گناهكاران و
هامش
( 1 ) . الكشاف ، زمخشرى ، ج 1 ، ص 627 .
( 2 ) . مائده ( 5 ) : 78 و 79 .