جمله مستأنفه بوده و منظور آن ، بيان علّت خير بودن است ؛ همانطور كه مىگوييم : « زيد كريم مردم را اطعام مىكند و آنان را مىپوشاند و آنچه كه به صلاح آنان است ، انجام مىدهد » . عبارت وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ نيز بر ايمانِ جامعه به خداوند و يكپارچگى ، اتّحاد و نفس واحده بودن آنان در انجام فريضهى عظيم امر به معروف و نهى از منكر دلالت مىكند ، و شايد به همين دليل گفتهاند : « امر به معروف و نهى از منكر حصار ايمان و نگاهدارندهى آن است » « 1 » . بنابراين ، مقدّم بودن آن در جمله ، موافق با اين عبارت مشهور است كه حصار هر چيز را پيش از آن قرار مىدهند .
با اين بيان ، به سخن عدّهاى از مفسّران كه گفتهاند : « چرا امر به معروف و نهى از منكر بر ايمان به خدا مقدّم شده است با آنكه ايمان به خدا بايد بر جميع طاعات مقدّم باشد ؟ » پاسخ داده مىشود .
در جواب اين سخن پاسخهاى ديگرى نيز گفتهاند كه مىتوانيد آنها را در كتابهاى تفسيرى بيابيد . به عبارت سادهتر ، ابتدا و انتهاى آيهى كريمه دلالت دارد بر اين كه اتّصاف امّت به « بهترين امّت بودن » مشروط بر انجام اين فريضه است . پس ، در صورتى كه آن را ترك كنند ، مؤمن واقعى و بهترين امّت نيستند .
3 ) يُؤْمِنونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِى الْخَيْرَاتِ وَأُوْلَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ ؛ « به خدا و روز قيامت ايمان دارند و به كار پسنديده فرمان مىدهند و از كار
هامش
( 1 ) . تفسير مراغى ، ج 4 ، ص 30 .