خدا به هلاك و يا به عذاب سخت محكومند باز موعظه مىكنيد ؟ ناصحان گفتند : پند ما معذرت ( و اتمام حجت ) است از جانب پروردگارتان ، و ديگر آنكه شايد ( اثر كند و ) تقوا پيشه كنند . و چون هر چه به آنها تذكر داده شد در آن غفلت ورزيدند ما هم آن جماعت را كه از كار بد منع مىنمودند نجات بخشيديم و آنان را كه ظلم و ستمكارى كردند به كيفر فسقشان به عذابى سخت گرفتار كرديم » « 1 » .
ضمير « مِنْهُمْ » در اين آيه به بنىاسراييل برمىگردد كه شامل سه فرقه بودند : گناهكاران ، ساكتان و بىطرفان ، و اندرزدهندگان .
تقريب : گروه ساكتان افرادى اهل تقوا بودند كه با فرمان الاهى مخالفت نمىكردند ، امّا نهى از منكر را ترك كرده و با گروه گناهكاران ستمكار درآميختند و گروه اندرزدهندگان را شماتت كردند كه : « اين گروه ، متجاوز و متجاهر به فسق است و نهى از منكر در آنان سودى ندارد . پس ، ديگر چرا آنان را موعظه مىكنيد ؟ » . سبب اين كار ، كراهت ايشان از موعظه نبود ، بلكه به خاطر يأس و نااميدى از پذيرش اين اندرز بود . امر به معروف و نهى از منكر نيز تنها با احتمال تأثير واجب هستند .
گروه اندرزدهندگان در پاسخ آنان گفتند : « اين اندرز ، در واقع طلب بخشش از خداوند است » و بدين طريق نشان مىدهند با فسق موافق نبوده و از سركشى و تمرّد آن عده منزجر هستند ، به اين اميد كه با ادامه موعظهها همهى اين مسائل يا دستِكم برخى از آنها تمام شود .
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) : 164 و 165 .