تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امر به معروف و نهى از منكر (فارسى) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
فاعلش را شايسته‌ى ستايش مىدانى ، مانند : عدل ، و گفته مىشود : « عدل نيكو است » ؛ و گاهى آن‌ها را مخالف قوّه‌ى عاقله مىبينى و فاعلش را مستحقّ مذمّت برمىشمارى ، مانند : ظلم ، و گفته مىشود : « ظلم ناپسند است » ؛ گاه نيز آن‌ها را خالى از هر دوى اين جهات مىبينى كه در اين صورت ، افعال داراى وجوه و اعتبارات مختلف هستند . خلاصه آن كه ، عقل نورانيتى دارد كه حقايق براى آن آشكار مىشود ؛ و از اين رو ، زشتى و نيكويى افعال را درك مىكند . ب ) عرَض وجودى و عرَض انتزاعى با يكديگر تفاوت دارند . آنچه محلّ اشكال است و درباره عروض آن بر عرَض بحث مىشود ، قسم اوّل ( عرَض وجودى ) است ؛ مانند : رنگ‌ها ؛ امّا در قسم دوم ( عرَض انتزاعى ) ، مانند : حسن ، قبح ، شدّت و ضعف ، هيچ‌كس ادّعاى عارض نشدنش بر اعراض را ندارد . ج ) اين ادّعا كه « بعضى از مردم ، برخى ديگر را به معروف امر نمايند ، پسنديده است » ، و طبق قانون تلازم [ ميان حكم عقل و شرع ] ، وجوب شرعى آن را درمىيابيم ، و اين كه به‌طور قطع خداوند متعال آن‌ها را واجب كرده است ، ارتباطى ندارد با اين كه خدا معروف را ايجاد كرده و منكر را برداشته است . البته در مقدّمه كتاب ، از توجّه اسلام به اجتماع ، وحدت ، هدايت و مصلحت ، هم‌چنين درباره‌ى توجّه به مصلحت افراد اجتماع كه در گرو مصلحت جامعه است ، و مصحلت اجتماع كه در گرو مصلحت افراد آن است ، و نيز لزوم تشريع دو فريضه‌ى امر به معروف و نهى از منكر به منظور تحقّق اين غرض از جانب