روشن مىشود منظور امام ( ع ) اين بوده كه علما حكّام هستند . تشكيل حكومت از وظايف ايشان است ، و ظالمان اين جايگاه را غصب كردهاند تا علما عمل به وظايف خويش را در زمينهى امر به معروف و نهى از منكر رها كنند و با ظالمان بسازند . و امورى شبيه به اين .
ه - ) خبر على بن حمزه از اباالحسن موسى بن جعفر ( ع ) : « اذا ماتَ المُؤمِنُ بَكَت عَلَيهِ المَلائِكَةُ وَ بِقاعُ الارضِ الَّتى كَانَ يعبُدُ اللهَ عَلَيها وَ ابوابُ السَّماءِ الَّتى كانَ يصعَدُ فيها بِاعمالِهِ ، وَ ثُلِمَ فِى الاسلامُ ثُلمَةَ لايسُدُّها شَييءٌ لِانَّ المُؤمينَ الفُقَهاءَ حُصُونُ الاسلامِ كَحِصنِ سوُرِ المَدينَةُ لَها » « 1 » ؛
« وقتى مؤمن بميرد ، فرشتگان و آن بُقعهها و عبادتگاههاى زمينى كه خدا را در آن عبادت مىكرده و درهاى آسمانى كه اعمالش از آنها بالا مىرفته بر او گريه مىكنند ؛ و در اسلام شكاف و رخنهاى ايجاد شود كه چيزى آن را نبندد . زيرا ، مؤمنينِ دانشمند ، همانند دژهاى اطراف شهر ، دژها و قلعههاى اسلامند » .
استدلال به حديث : روايت فوق دلالت دارد بر اين كه فقيه ، دژ محكم اسلام و حافظ آن است ؛ و چون احكام اسلام منحصر در عبادات نيست بلكه شامل احكام اجتماعى ، سياسى ، قضايى و جزايى نيز مىشود ، تنها از طريق يك حكومت قدرتمند و صالح مىتوان آن احكام را - و فقيه دژ محكمى است كه از آن
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 38 ، ح 3 .