دانشمندان خداشناس باشد كه بر حلال و حرام خدا امين هستند . امّا اين مقام را از دست شما ربودهاند ، و اين عقبنشينى هيچ موجب و باعثى ندارد ، جز تفرقه و كنارهگيرى شما از حق ؛ و اختلاف كلمه در سنّت پيغمبر با وجود دليلهاى آشكار و واضح . اگر شما مردمى بوديد كه در برابر اذيت و آزار ( دشمن ) مقاومت داشتيد ، و در راه خدا از بذل مال دريغ نمىكرديد ، كارهاى خدا ( و ادارهى امور مسلمانان ) به دست شما بود ، و منشأ و مرجع هر كار شما بوديد . ولى شما ستمكاران را بر مقام خود مسلّط كرديد و امور الاهى را به دست آنها سپرديد . . . » .
استدلال به حديث : منظور از علما در اين خبر ، به قرينهى ساير جملاتِ حاوى پراكندگى ايشان از حقّ و اختلاف در سنّت و قراين ديگر ، غير امامان معصوم ( عليهم السلام ) بوده ، و مخاطب ، علماى ساكتى هستند كه امر به معروف نمىكنند و به وظيفه خود عمل نمىنمايند . بنابراين ، حديث دلالت دارد بر اين كه مجارى امور به دست ايشان است ، و مجارى امور - در مقابل مجارى احكام - معنايى جز امور مربوط به حكومت اسلامى ندارد . عبارت : « وَ استسلمتُم امور اللَّهِ فِى أيدِيهِم » تاكيدى بر اين مطلب است كه آنچه امامان ( عليهم السلام ) واگذاركردند حكومت و هرچه بدان مرتبط است ، مىباشد . همچنين ، اين روايت ، علمايى كه حقّشان غصب شده را دربرمىگيرد ، و معلوم است كه آنچه غصب شده ، چيزى جز حكومت نيست .
به طور كلّى : براى كسى كه در اين خبر تدبّر نمايد ،
امر به معروف و نهى از منكر (فارسى) — صفحة 170
مساهمون: السيد محمد صادق الروحاني
ص١٧٠