حكومت تابع خليفه شدن او باشد ، خالى است ؛ و در آيه تنها به حكم و پيروى نكردن از هواى نفس دستور داده شده است .
ج ) توقيع شريف در اكمال الدين و اتمام النعمة صدوق ، الغيبة شيخ طوسى ، و الاحتجاج طبرسى ، در جواب سؤالات اسحاق بن يعقوب : « أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِى عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ » « 1 » ؛
« در حوادث و رويدادهايى كه واقع مىشود به راويان احاديث ما ( علما و كارشناسان دين ) رجوع كنيد ، پس به درستى كه آنان حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر آنانم » .
استدلال به حديث : منظور از حوادث كه به صورت جمع و با « الف و لام » آمده ، اين است كه در هر حادثهاى رعيت به رئيس خود مراجعه مىكند ، تفاوتى ندارد كه اين حادثه سياسى باشد يا شرعى ، و يا به شخص خاصى مرتبط باشد يا به جامعه ؛ و همهى مسائل مانند : استخراج نفت و ساير معادن توسط بيگانگان ، عقد قرارداد با ساير دولتها ، و آنچه كه در صورت بروز خطر از جانب بيگانگان متوجّه دولتهاى اسلامى است و شبيه آن را دربرمىگيرد . بنابراين ، روايت دلالت مىكند راوى حديث - فقيه جامع الشرايط - حجّت بر امّت قرار داده شده و در همهى آن امور مرجع است ؛ و معناى حكومت و اين كه شخص ، حاكم و مجرى حكم باشد ، چيزى جز اين نيست . اين احتمال هم كه حوادث خاصى منظور باشد - با توجّه به اين كه « لام » ، لام عهد است و در
هامش
( 1 ) . اكمال الدين و اتمام النعمة ، ص 483 ؛ الغيبة ، ص 290 ؛ الاحتجاج ، ج 2 ، ص 281 - 283 .