مردهاى است ميان زندگان » . لكن بحث در اين است كه روايات مورد اشاره ، دالّ بر آن نيست كه انكار قلبى جزء مراتب نهى از منكر و امر به معروف شمرده شود .
بله ؛ اگر امارهى فعل يا تركى بر انكار وجود داشته باشد ، مثل تغيير چهره ، انكار قلبى جزء مراتب امر و نهى شمرده مىشود . مرحوم شيخ از اميرالمؤمنين ( ع ) روايت كرده است : « ادْنَى الاْنْكارُ انْ تُلْقى اهْلَ الْمَعاصِى بِوُجُوهٍ مُكْفَهرَة « 1 » ؛ « پايينترين درجهى نهى از منكر آن است كه انسان با چهرهى خشمآلود با گنهكاران برخورد نمايد » ؛ و بنا بر قولى كه ما برگزيديم - شرط نبودن احتمال تأثير و ايمنى از ضرر در وجوب امر به معروف و نهى از منكر - بعد از حكمِ امر به كراهت قلبى و مقدّمه بودن آن براى اين فريضه ، نزاع بر سر اين كه كراهت قلبى جزء مراتب نهى از منكر هست يا نيست ؟ اثرى ندارد .
نتيجه : اوّلين مراتب امر به معروف و نهى از منكر ، انكار قلبى - به معنايى كه برگزيديم - بوده و داراى شدّت و ضعف است ؛ همچنين روشن است كه انكار جزء مراتب امر و نهى است ، و علاوه بر روايات خاصّه ، موارد دالّ بر وجوب امر و نهى ، گواه وجوب آن است .
اشكال : متعلّق اين تكليف ، امر و نهى است و از اقوال دربارهى آنها اين مطلب ظاهر است ، پس ادّله به خودى خود شامل اين مرتبه از مراتب انكار نمىشوند « 2 » .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 143 ، ح 21194 .
( 2 ) . نك : كفاية الاحكام ، ج 1 ، ص 408 .