ج ) انكار با دست
انكار با دست ، ضربهى دردآورى است كه بازدارنده از معصيت باشد . اين مرتبه نيز مراتبى دارد . مرحوم شيخ در محكى النهاية انجام معروف و اجتناب از منكر به شكلى كه مردم به او اقتدا نمايند « 1 » را يكى از مراتب اين مرتبه دانسته است . امّا بخشى از آنچه ميان فقها معروف است و از اخبار استفاده مىشود ، به اين شرح است : منظور از اين مرتبه ، انكار به زدن و حبس ، بيرون كردن از مجلس معصيت با خشونت ، كشيدن گوش ، علامت دادن با دستها و شبيه اينها است .
مشهور بين فقها وجوب اين مرتبه در صورت عدم تأثير دو مرتبهى پيشين است ؛ و مرحوم محقّق اردبيلى آن را اجماعى دانسته است « 2 » ؛ و اطلاق ادلّهى امر به معروف و نهى از منكر شاهد آن است .
زدن و اذيت نمودن ديگرى اگر چه فى نفسه حرام است ، اين فريضه ( با سلسله مراتب ) از آن مهمتر است و در صورتى كه عمل به مهمتر در گرو انجام فعل مهم باشد ، بدون اشكال ارتكاب فعل مهم متعين است . اين فرض در صورتى است كه اين دو چنانچه گفته شده ، با يكديگر متزاحم باشند و اگر دو دليل متعارض باشند ، به دليل موافقت با كتاب ، شهرت و
هامش
( 1 ) . اين را در جواهر الكلام از او نقل كرده است ؛ ج 21 ، ص 380 ؛ نك : النهايه ، ص 299 .
( 2 ) . مجمع الفائدة و البرهان ، ج 7 ، ص 543 .