مقدّمه براى عمل به واجب است ، كه از جملهى آنها امر به معروف و نهى از منكر است . بنابراين ، درست نيست كه آن را از مراتب امر به معروف و نهى از منكر قرار داد .
در مرجوح بودن رضايت به معصيت نيز شكّى نيست ؛ چرا كه طبق روايات فراوان « 1 » ، شخصى كه راضى به حرام باشد ، همانند انجامدهندهى آن [ حرام ] است ، امّا هيچ امر و نهىاى دربارهى خلاف آن وجود ندارد . با اين بيان ، روشن مىشود كه موضعِ نارضايتى و دشمنى به خاطر خداوند متعال اگر چه مطلوب است ، امّا امر و نهىاى دربارهى آن وجود ندارد ؛ و شگفتآورتر از آن ، افزودن تضرّع و نيايش است .
ظاهر اين است كه منظور از قرارگرفتن انكار قلبى به عنوان يكى از مراتب امر به معروف و نهى از منكر ، اظهار كراهت از منكر يا ترك معروف از طريق اظهار بيزارى از انجام دادن آن ، يا روبرگردان و ممانعت وى ، يا ترك سخن گفتن با او و يا كارهايى مانند آن ( كه نشاندهندهى كراهت از عملكرد او است ) مىباشد ؛ همانطور كه حضرت استاد « 2 » ، شهيد ثانى « 3 » ، محقّق قمى « 4 » و ديگران « 5 » به آن تصريح كردهاند .
در شرائع الاسلام ذيل كلام مرحوم محقّق ( پس از بيان مراتب )
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 55 ، باب 80 از ابواب جهاد نفس .
( 2 ) . منهاج الصالحين ، ج 1 ، ص 352 .
( 3 ) . مسالك الافهام ، ج 3 ، ص 103 .
( 4 ) . جامع الشتات ، ج 1 ، ص 421 .
( 5 ) . مجمع الفائدة و البرهان ، ج 7 ، ص 540 .