آمده است : « ابتدا ، دفع منكر به قلب واجب است ، مانند آنجا كه بداند انجام دهندهى آن با اظهار كراهت بازداشته مىشود ؛ و نيز ، اگر بداند اين [ اظهار ] كافى نيست و علم داشته باشد كه كنارهگيرى و ترك كفايت مىكند ، واجب است چنين كند و به همان اكتفا نمايد » « 1 » . اين مطلب نشان مىدهد منظور از انكار قلبى همان است كه ذكر كرديم .
اشكال : برخى از روايات دلالت دارند كه انكار قلبى از مراتب و موارد نهى از منكر است . مانند :
الف ) روايت تفسير امام عسكرى ( ع ) از پيامبر ( ص ) : « مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَراً فَلْيُنْكِرْ بِيَدِهِ إِنِ اسْتَطَاعَ ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ ، فَحَسْبُهُ أَنْ يَعْلَمَ اللهُ مِنْ قَلْبِهِ أَنّهُ لِذَلِكَ كَارِهٌ » « 2 » ؛
« هركس از شما منكرى را مشاهده كرد ، اگر توان دارد با دست ( اقدامات عملى ) به انكار آن برخيزد ؛ اگر توان اقدام عملى ندارد ، با زبان و گفتار ، و اگر توان گفتار نيز ندارد ، با قلب خود به انكار آن اقدام كند . در اين صورت ، همين مقدار كافى است كه خداوند بداند او در قلب خويش از اين گناه ناراضى است » .
ب ) خبر طولانى يحيى از امام صادق ( ع ) : « حَسبُ المُؤمِنِ عِزّا إذا رَأى مُنكَرا أن يَعلَمَ اللّهُ عَزَّوجلَّ مِن قَلبِه إنكارَه » « 3 » ؛
هامش
( 1 ) . شرائع الاسلام ، ج 1 ، ص 259 .
( 2 ) . تفسير الامام العسكرى ، ص 480 ، ح 307 ؛ وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 134 ، ح 21173 .
( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 137 ، ح 21177 .