مسأله چهارم : مراتب انكار
مشهور بين فقها آن است كه امر به معروف و نهى از منكر سه مرتبه دارد :
الف ) انكار به قلب
انكار قلبى در النهايه به « اعتقاد به وجوبِ [ واجبات ] و حرمت [ محرّمات ] » « 1 » تفسير شده است ؛ در مسالك الافهام نيز آمده است : « ظاهر از اطلاق همين معنا است » « 2 » . صاحب القواعد « اعتقاد همراه با عدم رضايت به معصيت » را اوّلين مراتب انكار قلبى برشمرده « 3 » ، و صاحب التنقيح همين تفسير را « همراه با تضرّع و نيايش به درگاه خداى متعال براى هدايت فرد گناهكار » بيان كرده است « 4 » . در كفاية الأحكام نيز ، انكار قلبى به « نارضايتى از فعل » « 5 » تفسير شده است .
اعتقاد من بر اين است كه : بدون ترديد دليل وجوبِ اعتقاد به وجوب و حرمت - چه به معناى يقين و از صفات نفسانى باشد ، و چه به معناى عقد قلب و از افعال روحى باشد ( كه نسبت بين آن و يقين عموم من وجه است ) - در غير اصول اعتقادى ، تنها از باب
هامش
( 1 ) . النهاية ، ص 300 .
( 2 ) . مسالك الافهام ، ج 3 ، ص 104 ؛ امّا او اين معنا را بيان نموده در حالى كه آن را از عبارت محقّق حلى در الشرايع ( كه بر اين معنا اشكال كرده ) استفاده نموده است .
( 3 ) . قواعد الاحكام ، ج 1 ، ص 525 .
( 4 ) . التنقيح الرائع ، ج 1 ، ص 594 .
( 5 ) . كفاية الاحكام ، ج 1 ، ص 405 .