تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
زندگى سود بردن است نه كسب رضايت خداوند . آيه حال منافقين را به كسى تشبيه كرده كه آتشى بيفروزد تا روشن كند اطراف خودش را ، اما خداوند آن روشنايى را مىبرد و آنها را در تاريكى رها مىكند . مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَاراً : مَثَل در اصل به معنى نظير است . « 1 » در اين آيه تشبيه صورت گرفته و اين تشبيه از نوع تشبيه جمله به جمله است نه مفرد به مفرد . در تشبيه اول خداوند منافقين را همانند كسى ترسيم كرده كه در ظلمات قرار دارد ، جايى تاريك و مخوف و اين فرد تلاش مىكند از اين تنهايى و تاريكى نجات پيدا كند . با هزار زحمت آتشى روشن مىكند اما ( فلما اضاءت ما حوله ؛ وقتى نور آتش اطراف او را روشن مىكند ) و اميدوار مىشود كه از تاريكى نجات پيدا مىكند و بهخاطر بالا گرفتن شعله از شدت ترس او كاسته شد ، ( ذهب الله بنورهم ؛ خداوند آن نور و شعله را بر طرف مىكند ) و از ميان بر مىدارد و با باد يا باران آتش را خاموش مىكند ( و تركهم في ظلمات لايبصرون ) و آنها را در همان تاريكى مخوف رها مىكند . علت اينكه خداوند آنها را ترك مىكند اين است كه آنها با اعمالى كه انجام دادند به اصطلاح تمامى پل‌هاى پشت سر خود را خراب كردند و وجهى وجود ندارد تا خداوند ناصر و يارىكننده آنان باشد .
هامش
( 1 ) . حقى البروسى ، روح البيان ، ج 1 ، ص 97 .