مَن يشَاء وَيهْدِي مَن يشَاء « 1 » ؛ خداوند هر كه را بخواهد گمراه و هر كه را بخواهد هدايت مىكند . حال چگونه ممكن است خداوندى كه براى هدايت و نجات بشر از هيچ چيزى فروگذارى نكرده در اينجا ضلالت را خود بر عهده گيرد و هر كه را بخواهد گمراه كند ؟
بسيارى ديگر از آيات دال بر اين مطلب است و در واقع مؤيد براى جبرگرايان است ، لذا آنان معتقدند كه در جهان هستى ما هيچ كارهايم ( ولا موثر فى الوجود الا الله ) و تنها مؤثر در عالم هستى خداوند است و لِّيهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَينَة وَيحْيى مَنْ حَي عَن بَينَة « 2 » ؛ با بينه هلاك مىكند و با بينه هدايت مىكند .
در مقابل گروه ديگرى به نام مفوضه هستند كه قائلند خداوند بعد از خلقت عالم ، امور هستى را به بشر واگذار كرد و در اينگونه امور دخالتى ندارد و با اعطاى عقل و شعورى كه به بشر داده ، او را بر سرنوشت خود مسلط كرده است .
بحث جبر و تفويض از جمله مباحث مهم كلامى است كه بسيار راجع به آن تحقيق شده و از حوصله اين نوشتار خارج است و مطلبى را كه مىتوان گفت همان كلام حضرت است كه فرمود : ( لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين ) نه جبر صحيح است و نه تفويض بلكه امرى بين اين دو است . « 3 »
در امور زندگى ، خداوند تمام امور را بدست ما نسپرده و در
هامش
( 1 ) . سوره ابراهيم ، آيه 4 .
( 2 ) . سوره انفال ، آيه 42 .
( 3 ) . ر . ك : خويى ، البيان ، ص 88 .