آيه هفت
خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَة وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ ؛ خداوند بر دلها و شنوايى آنان مهر نهاده و بر ديدگانشان پردهاى است و آنان را عذابى بزرگ است .
علت بىفايده بودن انذار كافران در اين آيه اينگونه بيان شده است : زيرا خداوند بر قلبها و گوشها و چشمهاى آنان مهر زده است ؛ ( ختم ) و ( طبع ) به معناى پوشاندن چيزى است . « 1 »
( ختم ) : مهر كردن و بستن يك چيز مىباشد ، مانند پاكت نامه كه بعد از بستن آن مىگويند آن را ختم كردند . خداوند بر قلوب اينها مهر زده است بلكه بر گوششان نيز مهر زده و بر چشمانشان نيز پرده قرار داده است .
در اين آيه شريفه سه عضو از بدن ذكر شده است : ( قلوب ، سمع و ابصار ) . سمع مفرد است و بر قلوب كه جمع است عطف شده است ؟ علت مفرد آمدن سمع چيست ؟ آيا صرف تفنن در عبارت است يا اين كه بيانگر نكتهاى است كه در جمع وجود ندارد ؟ برخى گفتهاند سمع مصدر است و بر جنس دلالت مىكند « 2 » و مصدر تثنيه و جمع بسته نمىشود و عدهاى هم بر اين باورند كه سمع مفرد است و به معنى جمع آمده . « 3 »
گروهى هم براى توجيه ، اينگونه قائل به تقدير شدهاند : على مواضع سمعهم . برخى هم بر اين باورند كه ( سمع ) به ( هم ) كه جمع
هامش
( 1 ) . فضل الله ، من وحى القرآن ، ج 1 ، ص 126 .
( 2 ) . ابن عاشور ، التحرير و التنوير ، ج 1 ، ص 252 .
( 3 ) . على بن محمد ، تفسير الخازن ، ج 1 ، ص 43 .