مىرود ، با كلمه « نه » بطلان اين فكر و عمل را اعلام مىكند و سپس به گفتن آنچه حق است شروع مىكند .
« لَنَسْفَعاً » ، ريشه آن « سفع » بوده و متكلم مع الغير است همراه با « لام » و « نون تأكيد خفيفه » ، و در لغت به معنى « گرفتن » ، « كشيدن » ، « داغ و سيلى زدن » و « سياه شدن » است .
« نادى » ، به محلى كه اهلش در آن جمع هستند و نيز به جليس و همنشين انسان گفته مىشود .
« زبانِية » به معناى مأموران و ملائكه غلاظ و شداد مىباشد .
در اين آيات مباركه سرانجام عاقبت زشت طاغيان را با لحنى قاطع و خشمگين بيان مىفرمايد و پس از آنكه با « كلّا » عمل و فكر و حركت آنان را نفى و ردع مىكند ، تهديد مىكند كه اگر باز نايستند گرفتار خواهند شد ، مانند اسب سركشى كه فرمان نمىبرد ، پس براى رام كردن او موى پيشانىاش را مىگيرند و مىكشند ، در اين صورت او عاجز و ناتوان مىگردد و جز تن دادن به سرنوشت شوم خود چارهاى ندارد .
آنگاه مىگويد : آن پيشانى دروغگو و خطاكار است . نسبت كذب و خطا بر پيشانى كه عضو رئيسه انسان است ، تعبيرى معمول و مرسوم است ، به اين معنى كه در مقام بيان ، عضو رئيسه را ذكر كرده و كلّ وجود انسان را اراده مىكنند .
امر بر ندا و خواندن محفليان از باب تعجيز است و يادآورى اين كه در آن روز كسى به كمك او نمىشتابد و اگر بشتابد سودى به حال او ندارد . حال سؤال اين است كه آيا اين آيات ، مربوط به عذاب
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 457
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٤٥٧