مىسازد بدان معنا نيست كه ما جنگ طلبيم و از صلح گريزان ، بلكه به اين معنى است كه مىجنگيم براى صلح و مبارزه مىكنيم براى از بين بردن مشكلات .
آيه هشت
إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى
در اين بخش فقط به اين مقدار كه بازگشت به سوى خداست ، از معاد سخن گفته مىشود . اين يك طليعه است كه در آيات ديگر از جمله در بخش دوّم همين سوره مباركه دنبال خواهد شد . فقط مطلبى را يادآورى مىكنم و آن اين كه : چرا براى اوّلين بار كه در قرآن از « معاد » سخن به ميان آمده ، از تعبير « بازگشت به سوى خدا » استفاده شده است ؟ به چه عنايت ؟ مگر سوى خدا كدام سو است ؟ اگر منظور مرگ است ، مگر مرگ ، رفتن به سوى خدا است ؟ اگر مقصود اين است كه چون با مرگ دست انسان از دنيا كوتاه مىشود و همه متعلقاتش مىماند و خود با عملش و نتايج خوب و بد آن به جهان آخرت منتقل مىشود ، اين چگونه توجيهى براى اين تعبير است كه به سوى خدا خواهيد رفت ؟
اين همان محور چهارم ( رابطه جهان - خدا ) است و مطالبى در اين بخش وجود دارد كه در جاى خود خواهد آمد .
آيات نه الى چهارده
أَرَأَيتَ الَّذِي ينْهَى * عَبْدًا إِذَا صَلَّى * أَرَأَيتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى * أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى * أَرَأَيتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى * أَلَمْ يعْلَمْ
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 453
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٤٥٣