صفت « الأكرم » افزايش ربوبيت و كرامت را مىرساند . يعنى خداوند انسان را پس از خلقت و اعطاى قوا و استعدادها ، به حال خود وا نگذاشت و به وسيله قلم او را آموزش داد و راه كمال را به وى نماياند ، كه اين امر خود از بخشندگى فوق العاده او سرچشمه مىگيرد .
ه - . « عَلَّمَ بالقلم » :
ممكن است « الذى علّم بالقلم » صفت « ربّك الأكرم » باشد كه در اين صورت معناى آيه چنين مىشود : « همان پروردگار اكرمى كه دانشها را به وسيله قلم به انسان ، آموخت » .
و نيز احتمال دارد « واو » در « و رَبُّكَ الأكرم » واو استينافى باشد كه در اين صورت « الذى عَلَّمَ بِالقَلَم » خبر و معرِّف « رَبّكَ الأكرم » مىباشد .
تا اين جا ، در آيات پنجگانه كوتاه ، ساده و قابل فهم ،
دوبار ، از « قرائت ، فراگيرى وحى و قرآن » ،
دوبار ، از « اين كه آفريدگار ، همان پروردگار است » ،
دوبار ، از « آفريدن ، كه شاهكار قدرت و عظمت او است » ،
دوبار ، از « آموختن كه به وسيله قلم ندانستهها را آموخته است » ،
دوبار ، از « انسان ، كه شگفتترين پديدهها است » ،
و نيز يك بار از « قرائت ، كه بايد به نام و ياد او باشد » ،
و يك بار ، از « چگونگى خلقت انسان ، كه خون بسته بوده است » سخن به ميان آمده است .
اگر قرآن كتاب هدايت باشد ، كه هست و اگر اساس هدايت ، معرفت و شناخت باشد كه هست و اگر شناخت سه مركز « خدا ، انسان
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 450
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٤٥٠