كلمه ربّ در هشت آيه اول اين سوره سه بار تكرار شده است :
1 . إقرأ بِاسْمِ رَبِّك
2 . وَ رَبُّك الأكرم
3 . ثُمَّ إلى ربّك الرُّجعى
ج . « علق » :
مفسران علق را جمع علقه دانسته و به معناى خون بسته ( جامد ) معنا كردهاند ( صورتى از اطوار جنين ) .
انسان را از خون بسته آفريده است . در بزرگى پروردگار همين قدر بس كه او ، انسان را كه پيچيدهترين و شگفتانگيزترين پديده جهان است ، از خون بسته خلق كرده است .
د . « اكرم » :
« كَرَم » چيست ؟ كريم و اكرم كدام است ؟ كريم در لغت به معناى « محسن » و « جواد » است ، امّا كرم « احسان » و « جود » نيست ؛ كريم به معناى فائض ، عافى ، غافر و معطى است ولى كرم هيچكدام از اينها نيست ؛ هنگامى كه آيه : . . . مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ « 1 » ى ا دستور « أكرموا الضيفَ » و يا شعر « وَ حَمْلُ الذّادِ أقبَحُ كُلِّ شَيء إذا كانَ الوفودُ عَلَى الكريمِ » را مىشنويم ، معناى آن را به روشنى مىيابيم ، اما در مقام تعريف جامع و نيز مانع كه با مفاهيم ديگر مخلوط نشود با مشكلاتى روبرو مىشويم ، پس اگر كرم را به « بزرگوارى » معنا كنيم ، شايد مطلبى دور از ذهن را نگفته و راه دورى نرفته باشيم .
هامش
( 1 ) . سوره انفطار ، آيه 6 .