نمو دادن و كمال بخشيدن است و اين يكى از نامهاى خداوند است و در اسلام اهميت شايانى داده شده است كه خداوند به عنوان ربّ يا ربّ العالمين شناخته شود .
رب به معناى « مالك » ، « صاحب » و « مصلح » نيز آمده است ؛ مانند ربّ البيت يعنى صاحب خانه .
2 . از صفت ربّ استفاده مىشود كه خداوند مالك و صاحب پيغمبر است ، مالك و صاحب همه انسانها است ، مالك و صاحب همه جهان است ؛ نه به آن معنا كه هر مالدارى مالك اموال و هر ثروتمندى مالك ثروت است ( مالكيت اعتبارى ) ؛ زيرا اين نوع مالكيت يك نوع قرارداد و اعتبارى بيش نيست ، و نه به آن معنى كه هر صاحب فرزندى صاحب است و هر انسانى مالك خويشتن و مالك اعضا و جوارح خويش است ؛ زيرا هيچ ممكنى از خود چيزى ندارد بلكه به او دادهاند و لذا از او خواهند گرفت : « أنْتُم الفُقَراءُ إلى الله » . چيزى كه در ذاتش جز احتياج و فقر نيست چگونه مىتواند واجديتى از خود داشته باشد و مالك و صاحب گردد ؟
به عبارت ديگر چيزى كه دادنى است گرفتنى هم هست و چيز گرفتنى اساس واجديت نمىشود مگر به نحو تسامح و تساهل ، او مالك و صاحب است ، همه چيز مملوك اوست : « إنّالله » .
به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست
عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست
و نيز از « ربّ » مستفاد مىگردد كه او مصلح و مربى است ؛ يعنى پروردگار و پرورش دهنده ؛ ولى پرورش چه ؟ از كلمه « عالمين » كه بعد از « ربّ » آمده است چنين فهميده مىشود كه او پرورش دهنده
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 447
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٤٤٧