2 . اقرأ فعل امر است از قرائت . قرائت ، خواندن كلامى است كه از قبل آماده شده ( مكتوب يا محفوظ ) .
خداوند به رسول خود امر مىكند كه بخواند . اين كه چه چيز را بخواند در آيه ذكر نشده است ، اگر منظور از مفعول اقرأ قرآن باشد ، قرآن نه مكتوبش و نه محفوظش در نزد او نبود ؛ بنابراين كه اين سوره اولين سورهاى باشد كه بر پيغمبر ( ص ) نازل شده است پس بايد گفت مقصود قرآنى است كه بعد از اين به حضرتش نازل مىگردد ؛ مانند اين كه معلم در كلاس به دانشآموز بگويد : بنويس ، و بعد آنچه را كه بايد بنويسد بگويد ؛ يعنى : « اقرأ ما سَنَتْلوا عليك أوْ ما سَنُمْلى لك » .
و ممكن است منظور خواندن هر چيزى باشد كه خواندنى است ؛ بدين معنى كه رسولالله ( ص ) با اين امر ، مأمور شده به قرائت با اين كه تاكنون نمىتوانست بخواند ؛ يعنىاى رسول ! تو تاكنون عامى بودى و درس نخوانده ، از اين لحظه توان قرائت پيدا كردى و مأمور شدى كه بخوانى هر كلامى را كه نوشته يا حفظ شده باشد ؛ خواه كلام خدا باشد ، خواه كلام بشر . و اگر قرينه نباشد كه منظور ، قرائت قرآن است مىتوان گفت كه حذف مفعول بر اين عموم دلالت مىكند . و احتمالا منظور اصلى از امر ، قرائت نيست بلكه « باسم ربك » است كه بعد از « اقرأ » ذكر شده است ؛ يعنى هر وقت خواستى بخوانى در آغاز بسم الله را بگو و قرائت تو بدون بسمالله نباشد .
ب . « ربّ » :
1 . رب خواه از « رَبّ » باشد يا « ربى » به معنى پروراندن ، رشد و
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 446
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٤٤٦