حتماً واقع گرديده و بر سر راه هر انسانى قرار خواهد گرفت ، گرچه براى عده زيادى از انسانهاى عادى كه به آن توجه نمىكنند ، يك امر معمولى تلقى مىشود ، ولى اينگونه نيست و اگر انسان در آن توجه كافى نمايد ، دچار وحشت و نگرانى مىگردد و از آن در مسير زندگىاندرز مىگيرد .
2 - در آيه كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَة همانطور كه گذشت ، برخى از مفسرين به قرينه آيه : إِلَّا أَصْحَابَ الْيمِينِ گفتهاند : مراد از آن نفوس انسانهاى مجرم است كه در گرو و حبس خدا هستند ، زيرا خداوند بر آنها حق عبوديت و اطاعت دارد و آنها اين حق را ادا نكردهاند ، ولى اصحاب يمين در گرو و حبس خداوند نيستند .
ولى آن چه به نظر مىرسد اين است كه ، اين آيه اشاره به حل يكى از مشكلات بزرگ بشر دارد ، و آن اين كه وقتى انسان توان و لياقت افراد ممتاز و برتر مثل دانشمندان و بزرگان را مىبيند و توان و استعداد خود را با آنان مقايسه مىكند و نيز وقتى كه مىبيند در اين جهان عدهاى پند و اندرز گرفته ، ولى او و امثال او - كه افراد كمى هم نيستند - متذكر نشدهاند ، دچار اندوه و ناراحتى مىگردد ، سپس براى آرامش وجدان و تسكين خاطر خويش ترقى آنها را به نحوه ساختارشان مربوط مىسازد و مىگويد : هر كسى را خداوند يك جور آفريده است ؛ آنها را به گونهاى آفريده كه قابليت و لياقت پيشرفت را داشته باشند و من را اينگونه خلق كرده و با اين سخنان و افكار تقصير را از خود نفى مىكند و چرخ ، فلك ، بخت ، اقبال ، طبيعت ، پدر ، مادر ، دوست ، محيط و حتى خداوند را در اين باره
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 436
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٤٣٦