سپس برخى حيوانات باهوشتر شدند و بعضى از آنها به وجود انسانى جهش يافته و انسان شدهاند و اين تكامل همچنان ادامه دارد .
البته قول سومى هم وجود دارد كه مىگويند بشر ، نوع مستقل است و اين نوع مستقل تا ازل سير قهقرايى دارند . شما هر چه جلوتر برويد ، قبل از آنها نيز پدر و مادرى بودهاند و از آنها متولد شدهاند . اگر سؤال كنيد كه پس داستان آدم در قرآن را چه ميگوييد ؟ گفته مىشود كه روايات زيادى ذيل آيهء خلقت انسان وجود دارد كه ميگويند : آدم ، اولين بشر روى زمين نبوده است و الّا ملائكه از كجا ميدانستهاند كه اينها خونريزى و فساد مىكنند . در روايت آمده است كه از حضرت ميپرسند : قبل از آدم چه بود ؟ حضرت جواب ميدهند : آدم ديگرى بود . باز ميپرسند كه قبل از او چه بود و باز ميفرمايند : آدمى ديگر و هر چه سؤال مىكنند باز همين جواب را ميشنوند .
مسئله خلقت ، پيچيده و مبهم است ؛ نه علم جواب دقيقى ارائه كرده است و نه دين . ما اجمالًا ميدانيم كه از خاك خلق شدهايم اما چگونگى آن براى ما مجهول است . مولوى درباره سير خلقت انسان اشعارى دارد كه ظاهرش با حرف داروين هماهنگ است ؛ هر چند ممكن است منظور او چيز ديگرى باشد :
از جمادى مردم و نامى شدم * و از نما مردم ز حيوان سر زدم
مردم از حيوانى و آدم شدم * پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم
بار ديگر از ملك پران شوم * آن چه در وهم نايد آن شوم « 1 »
هامش
( 1 ) . مثنوى معنوى