تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
اين آيه ، يكى از آيات مشكل قرآن است . « صلصال » در لغت به معناى گِل خشك است ؛ گِلى كه در مقابل باد و آفتاب خشك شده باشد و با يك ضربه كوچك به صدا درميآيد . خداوند ميفرمايد : ما انسان را از چنين گِلى آفريديم . « فَخّار » ، گِلِ پخته است . ما در زبان فارسى به آن سفال ميگوييم . گِل يك وقت در مقابل باد و هوا و آفتاب ميخشكد كه به آن صلصال ميگويند و يك وقت به وسيله حرارت و پخته شدن ، كه به آن فخّار ميگويند . خداوند انسان را از صلصالى كه مانند سفال است خلق كرده است . آيا خداوند همه انسانها را از صلصال آفريده ، يا انسان خاصى منظور است . بعضى گفته‌اند : منظور آدم ( ع ) است . إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ « 1 » ؛ حكايت عيسى نزد خدا چون حكايت آدم است كه او را از خاك آفريد . بعضى نيز گفته‌اند مراد ، نوع انسان است . خداوند نوع انسان را از صلصال آفريده است . « جانّ » نيز به معناى جنس جنّ يا بزرگ أجنّه است . همانطور كه منظور از انسان آدم بود ، بعضى گفته‌اند منظور از جانّ نيز ابوالجنّ است . مارج ، يعنى شعله‌اى كه خالص نباشد ؛ شعله‌اى كه مركب از دود و آتش باشد ، يا شعلهاى كه تركيبى از رنگ‌هاى قرمز و زرد و آبى در آن باشد ، و يا شعله‌اى كه عناصر ديگرى در آن باشد . به هر حال ، اقوال مختلفى در اينجا وجود دارد . البته مرحوم علامه طباطبايى ، مارج را به معناى شعلهء خالص آتش گرفته‌اند . « 2 »
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 59 . ( 2 ) . طباطبائى ، الميزان ، ج ، ص .