است . زبان بهترين نعمت الهى است ، اما به شرط آن كه خوب از آن استفاده شود . سعدى ميگويد :
زبان بريده به كنجى نشسته صمُّ بُكْمْ * بِهْ از كسى كه نباشد زبانش اندر حُكْمْ
بيان چيست ؟
بيان وسيله ارتباط انسانها است . الآن شما 150 نفرى كه دور هم جمع شده و نزديك به هم نيز نشستهايد ؛ بهگونهاى كه لباسهايتان نيز به هم چسبيده است ، با اين حال شما با يكديگر ارتباطى نداريد . ما با تماس بدنى هيچ راهى به افكار و باطن يكديگر نداريم . انسانها با تكلم و بيان است كه با يكديگر مرتبط ميشوند و از عالم يكديگر با خبر ميشوند . اگر بيان را برداريم انسانها همچون موجودات جدايى هستند كه هيچ راهى به يكديگر ندارند و همه دنيا به هم مىخورد . شما اگر هواپيما يا كشتى يا بسيارى از وسايل و نعمتهاى ديگر را نداشته باشيد ، در دنيا اختلالى ايجاد نميشود ، اما اگر روزى بيان را از انسانها بگيرند كل دنيا نابود مىشود . اگر انسانها نتوانند ما فى الضمير خود را با زبان يا كنايه و اشاره بيان و به ديگرى منتقل كنند ، عالم دچار فساد و تباهى مىشود . اول خانوادهها و سپس اجتماعات بشرى و شهرها ويران ميشوند . اگر بيان برداشته شود علم و كتاب و . . . برداشته مىشود و تمام علوم و تجربيات نيز از بين ميروند و اين يعنى پوچى محض .
خداوند اگر بيان نميداد ، آدم و حوا نيز نميتوانستند با يكديگر تفاهم داشته باشند و اصلًا انسانى به وجود نميآمد . البته مراد از بيان ،