بار تكليف ] را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم ، و آنها از پذيرفتن آن سر باز زدند و از آن هراسيدند ، ولى انسان آن را بر دوش كشيد ؛ به راستى او ستمگرى نادان است . انسان حامل امانت خدا و خليفه الهى و حامل اسماء الهى است . هنوز انسان را نشناختهاند . انسان واقعى كسى است كه نفخه الهى در روح او زنده باشد . اگر انسان از طبيعت انسانى خودش خارج نشود ، مقام بسيار والايى دارد . نميتوان به هر كس كه شكل انسان داشته باشد ، انسان واقعى گفت . اين انسانى كه در قرآن از آن تمجيد شده ، انسان پرهيزكار و سالم است . به يك آدم قمار باز يا معتاد يا جنايت كار و خطرناك نميشود گفت انسان . آيا اين افراد نعمت الهى هستند ؟ انسان در فطرت اوليهاش پاك و خليفه الهى است و خداوند در مقام تمجيد از او ميفرمايد : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ « 1 » ؛ يعنى ما انسان را به نيكوترين ساختار آفريديم . اما همين قرآن ميفرمايد : قُتِلَ الْإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ « 2 » ؛ نابود شود اين انسان كه حقپوش و ناسپاس است . در اينجا خداوند انسانهاى ناشكر را نفرين مىكند كه چرا نعمتهاى خدا را ناديده گرفتهاند و در راههاى خلاف گام برداشتهاند و حرفهايى ميزنند كه نبايد بزنند . « ما اكفره » ؛ يعنى انسانى كه از يك نقطه خلق شده است ، چه چيزى باعث شده كه كفر بورزد و ناسپاسى كند و در مقابل خداوند قد علم كند . باز در جاى ديگر ، وقتى به گروهى از انسانها ميرسد ميفرمايد :
هامش
( 1 ) . سوره تين ، آيه 4 .
( 2 ) . سوره عبس ، آيه 17 .