خوانى مىكند و هر كس هر خواستهاى داشته باشد ميتواند برآورده كند . ساى بابا هندو است . يك شخصى ميگفت من به ديدار ساى بابا رفته بودم . وقتى آمد از جلوى ما رد شود ديدم كه قيافه خيلى بدى دارد و موهاى او ژوليده و چهرهاش كثيف است . من از او بدم آمد و پيش خود از او متنفر شدم . وقتى داشت رد ميشد همين كه روبروى من رسيد ، ايستاد و گفت : گويا تو از من بدت ميآيد . بعد شروع كرد اطلاعات شخصى مرا بيان كردن : اسم تو فلان است و پدرت فلان كاره و مادرت چه و خلاصه حدود نيم ساعت از مسائل شخصى زندگى من صحبت كرد و يك كلمه هم دروغ نگفت ؛ همهاش راست بود . باز نقل ميكرد هر كس از ساى بابا حاجتى درخواست كند برآورده مىكند . يكى ميگويد من اتومبيل ميخواهم و ساى بابا همانجا يك اتومبيل برايش ظاهر مىكند و ديگرى ميگويد من طلا ميخواهم و او دستش را به طرف آسمان ميبرد و از هوا طلا ميگيرد و به او ميدهد . اين ساى بابا الآن زنده است و نميتوان گفت كه همه كارهايش حقهبازى و دروغ است . البته ساى بابا را نميتوان به آسانى ديد . آقاى سيد محمود شاهرودى ميگفت من در سفرى به هندوستان خواستم ساى بابا را ببينم ولى او حاضر نشد با من ملاقات كند . او پيش كسى نميرود و هر كسى خواست بايد پيش او برود . آفاى سيد حسن خمينى نيز ميگفت من رفتم و ساى بابا را ديدم . خانه اين آدم هميشه پر از جمعيت است و هندوها او را ميپرستند . خوب ، اين يك انسانى است كه واقعيت دارد و داراى پيچيدگىهاى بسيارى است .
بنابراين ، دومين نعمتى كه خداوند عنايت فرموده ، خلقت انسان
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 289
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٢٨٩