تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
رحمان است و فرقى با هم ندارد . در اينجا اگر رحمن را خبر يك مبتداى محذوف بدانيم ( هو يا الله ) ، يك اشكال ادبى پيش ميآيد . اگر « الرحمن » ، خبر است چرا « ال » بر سر آن آمده است ؟ « ال » ، الرحمن را معرفه و شناخته شده مىكند و ديگر حمل كردن معنا ندارد . « اللهُ خالقٌ » درست است ، ولى « اللهُ الخالقُ » ديگر مبتدا و خبر نيست و بايد آن را صفت و موصوف دانست . در جواب اين اشكال ، عده‌اى گفته‌اند اشكالى ندارد « ال » بر سر مبتدا يا خبر وارد شود . اما اين توجيه ، توجيه مناسب نيست و اين عبارت نميتواند مبتدا و خبر باشد . به نظر ميرسد بهترين تركيب اين است كه الرحمن مبتدا و علّم القرآن خبر آن باشد و آن اشكالى كه گفته شد اينها دو آيهء جدا هستند و دو آيه را نمىتوان مبتدا و خبر گرفت ، اشكال درستى نيست ؛ زيرا شمارش آيات و جدا سازى آيات با شماره ، پس از نزول قرآن و در مصحف‌هاى متأخر انجام شده است .

معناى رحمن

رحمن از صفات خاصهء خداوند است و به همين دليل هيچ عربى نامش رحمان نيست . ممكن است كسى را رحيم بنامند ولى در بين عربها ، رحمان نداريم . رحمان صيغهء مبالغه و به معناى رحمت عام و گسترده است . ما در فارسى چيزى كه معادل صيغه مبالغه در عربى باشد نداريم و به جاى آن ميگوييم : بسيار عالم يا خيلى ثروتمند يا بسيار رئوف و مهربان و . . . . عربها اين كثرت و بسيارى را با صيغهء مبالغه ميگويند . مثلًا « علّامه » ، يعنى كسى كه بسيار عالم است . « الرّحمن » ، نيز يكى از صيغه‌هاى مبالغه است و به معناى كسى است كه