تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
اگر ما معتقد باشيم كه عالم هستى يك عالم است ، ديگر نميتوانيم دنيا و آخرت را جدا بدانيم ، بلكه دنيا و آخرت اجزاى اين عالم هستى هستند و به يكديگر متصل‌اند و يك كل شخصى را تشكيل ميدهند . ما انسانها ، نوعاً ميگوييم اگر دنياى ما خراب شد ، توكل بر خدا ، إن شاء الله در آخرت درست مىشود ؛ اما اين پندار ، پندار باطلى است . ما خيال ميكنيم كه دنيا از آخرت جداست و فكر ميكنيم اگر خدا در دنيا عذاب بفرستد در آخرت ديگر عذاب نمىدهد ؛ در دنيا اگر به كسى رحم نكرد در آخرت رحم مىكند و امثال اين حرفها . يك آقايى روى منبر گفته بود كه شما نميدانيد روز قيامت چه اتفاقى مىافتد ! مردم را گروه گروه ميآورند و مثلًا ميپرسند حسن كيست ؟ به ياد بيرون . هر كس كه نامش حسن است از صف بيرون مىآيد . بعد ميگويند شماها را به نام امام حسن ( ع ) بخشيديم و همه را به بهشت ميفرستند . بعد ميگويند حسين كيست ؟ حسين‌ها نيز از صف بيرون مىآيند و آنها را نيز به نام امام حسين ( ع ) ميبخشند و روانه بهشت مىكنند . من به آن آقاى منبرى گفتم : چرا دروغ ميگويى ؟ اسم و فاميل كه مشكلگشا نيست ؛ نام ما حسن باشد يا حسين فرقى نميكند . خداوند با كسى قوم و خويشى ندارد . ملاك ، عمل افراد است . بعد آن آقاى منبرى گفت : شما اينطور بگوييد و من هم اين جور ميگويم . عرض كردم كه فرمايش مرحوم طباطبايى گذرا و سربسته است و ما بايد اين مطلب را بيشتر بشكافيم و دقت كنيم كه چرا مردم ، دنيا و اشياء را منقطع و گسسته مىبينيد . توضيح كامل اين مطلب مستلزم
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 276 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي