خبرهاى پى در پى دانسته است « 1 » ، ولى عدهاى از مفسران ديگر ، از جمله ابن عاشور « 2 » ، گفتهاند چون « الرحمن » يك آيه است و « علّم القرآن » آيهء ديگر ، نميشود يك آيهء مبتدا و آيهء ديگر خبرش باشد . بنابراين ، « الرحمن » يا خبر يك مبتداى محذوف است و يا مبتداى يك خبر محذوف و تقدير آن چنين است : الله الرحمن ، يا الرحمن هو الله . الله ، مبتداى محذوف و الرحمن خبر آن است .
عربهاى آن زمان با « رحمن » آشنا نبودند . به همين جهت وقتى از آنها پرسيده مىشد كه : وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيقُولُنَّ اللَّهُ « 3 » ؛ يعنى هر گاه از آنان بپرسى كه خالق آسمان و زمين كيست ؟ ميگويند : الله ؛ اما معناى رحمن را نميدانستند . وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا « 4 » ؛ وقتى به آنها گفته ميشد كه به رحمن سجده كنيد ميگفتند : رحمن يعنى چه ؟ در جاى ديگرى به عربها گفته شده است كه به درگاه رحمن دعا كنيد : قُلِ ادْعُواْ اللّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَنَ « 5 » ، ولى آنها ميگفتند رحمان را نميشناسيم ؛ ما فقط همينقدر ميدانيم كه شخصى در يمامه نامش رحمان است . به همين جهت خداوند در ابتداى اين سوره رحمن را معرفى كرده و فرموده است : الله الرحمن ؛ يعنى الله همان
هامش
( 1 ) . زمخشرى ، الكشاف ، ج 4 ، ص 44 .
( 2 ) . ابن عاشور ، التحرير والتنوير ، ج 27 ، ص 216 .
( 3 ) . سوره زمر ، آيه 38 ؛ سوره لقمان ، آيه 25 ؛ سوره عنكبوت ، آيه 68 .
( 4 ) . سوره فرقان ، آيه 60 .
( 5 ) . سوره اسراء ، آيه 110 .