كرده است . اما بر فرض كه اين نقل صحيح و معتبر باشد ، سلمان اديب نبوده است و ترجمه او ملاك نيست . الرحمن را نميشود به فارسى يا تركى ترجمه كرد .
مهمتر از پيوستگى اجزاى اين عالم و نظاممند بودن آن ، پيوستگى دنيا و آخرت و نظاممند بودن كل هستى است . آقاى طباطبايى درباره پيوستگى دنيا و آخرت يك بحث گذرايى ارائه كرده است « 1 » ، ولى اين مطلب به بسط و تفصيل بيشترى نيازمند است . ما فكر ميكنيم كه بين دنيا و آخرت يك ديوارى كشيده شده است و اينها جداى از يكديگرند ، ولى ايشان ميفرمايد دنيا و آخرت در داخل يكديگر زندگى مىكنند ؛ مثل شب و روز كه مرز قاطعى بين آنها نيست : مغرب نه روز است و نه شب . يولِجُ اللَّيلَ فِي النَّهَارِ وَيولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيلِ . « 2 » دنيا و آخرت نيز اينطورى است . دنيا به آخرت و آخرت به دنيا بسته است . ( الدنيا مزرعة الآخرة ) . « 3 » دنيا و آخرت يك نظام را تشكيل ميدهند و با يك نظام اداره مىشوند و در رأس اين نظام « الرحمن » قرار دارد . رحمت الهى ، يك نظام كلى و الهى است كه وقتى به دنيا مىآيد يك جور نظم ميدهد و وقتى به آخرت مىآيد جور ديگرى نظم ميدهد . در واقع نشئه دنيا و آخرت داراى نظام واحد هستند و هر دو يك هدف را تعقيب مىكنند . خداوند دنيا و آخرت را در يك سيكل قرار داده است ؛ ولى قوانين هر كدام فرق مىكند .
هامش
( 1 ) . طباطبائى ، الميزان ، ج 19 ، ص 93 .
( 2 ) . سوره حديد ، آيه 6 .
( 3 ) . مجلسى ، بحار الانوار ، ج 67 ، ص 225 .