است ، پس چرا در ادامه مىفرمايد : الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِياماً ؛ اموالى كه خداوند آنها را براى شما وسيله قيام قرار داده است ؟ در حالى كه اموال سفيه كه وسيله قيام ما نيست ، بلكه اموال خود ما وسيله قيام ما مىباشد .
مرحوم آقاى طباطبايى در پاسخ به اين سؤال مىگويد :
« همه اموال از آن همه مردم و مجتمع است و خداوند مجموع اموال را براى مجموع انسانها آفريده است ؛ منتها اين اموال با تجارت ، ارث ، احياى اراضى و ساير اسباب ميان مردم تقسيم مىشود » . « 1 »
اما معناى ديگرى به ذهن من رسيده است كه در تفاسير ديگر مشاهده نكردهام و آن اين كه اگر معناى مشهور مفسرين را بپذيريم در اينجا چند اشكال پديد مىآيد كه بايد آنها را توجيه كنيم ، از جمله اين كه :
1 - مخاطب آيه شريفه چه كسى است ؟ اگر همه مردم مخاطب هستند مگر همه مردم مىتوانند مال سفيه را از او گرفته و به او ندهند ؟
2 - چرا خداوند فرموده : ( اموالكم ) و نفرموده « اموالهم » ؟
3 - چگونه اموال سفيهان وسيله قيام و زندگى ديگران معرفى شده است ؟
4 - وحدت سياق اين آيه با آيات قبل از خود چگونه توجيه مىشود ؟
آنچه به نظر من رسيده اين است كه در آيات قبلى صحبت درباره خانواده و مباحث پيرامون آن بود . يكى از مباحث و مسائل مهم در خانواده ، نظام مالى خانواده است . اين سؤال مطرح مىشود كه نظام مالى خانواده بايد در دست چه كسى باشد ؟ در دست مرد ، يا زن ، يا فرزندان و يا . . . ؟ اگر در دست مرد باشد ، چنانچه مرد خانواده مثلًا معتاد
هامش
( 1 ) . طباطبايى ، الميزان ، ج 4 ، ص 171 - 170 .