بدانيم علاوه بر اين كه وحدت سياق به وجود مىآيد ، به طريق اولى از آن به دست مىآيد كه نظام مالى اجتماع را هم به فرد سفيه ندهيد ، بلكه ولايت امر و تصدّى امور اجتماعى خود را نيز نبايد به سفيه بدهيد .
بلوغ و رشد ايتام
آيه شش
وَابْتَلُواْ الْيتَامَى حَتَّىَ إِذَا بَلَغُواْ النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُواْ إِلَيهِمْ أَمْوَالَهُمْ . . . ؛ يتيمان را ابتدا آزمايش كنيد ، اگر ديديد كه به بلوغ و رشد رسيدهاند ، آن وقت دارايىهايشان را به آنها بدهيد .
بنابراين مقصود از وَآتُواْ الْيتَامَى أَمْوَالَهُمْ كه در آيات پيش آمده بود ، عدم تصرف در اموال يتيمان است تا زمانى كه به رشد عقلى نائل شوند .
در فقه نيز اين مسأله مطرح است كه آيا كسى مىتواند از اموال صغير زكات يا خمس پرداخت كند ؟ يا مىتواند با آن تجارت كند و منافعش از آن او باشد ؟ در مورد تجارت كه فتوا دادهاند جايز نيست و اگر تجارت كرد و ضرركرد بايد از مال خود جبران كند ، اما اگر سود برد از آن صغير است .
در آيه شريفه مقصود از بَلَغُواْ النِّكَاحَ بلوغ است ، كه در احكام مالى كفايت نمىكند و بايد به رشد عقلى ( رشداً ) رسيده باشد . در