اكنون با در نظر گرفتن اين دو نكته به دو آيه شريفه باز مىگرديم . ممكن است گفته شود مقصود از « شرك » در « جعل له شركاء » شرك در عبادت نيست ، بلكه شرك در محبت است ، يعنى قبل از اين كه فرزند آنان به دنيا آيد محبت آدم و حوّا اختصاص به خداوند داشت ، اما وقتى بچه آمد محبتشان تقسيم شد ، ولى اين توجيه با آيه فَتَعَالَى اللّهُ عَمَّا يشْرِكُونَ و آيات پس از آن همخوانى ندارد ، زيرا در آيات پس از آن مىخوانيم :
أَيشْرِكُونَ مَا لَا يخْلُقُ شَيئاً وَهُمْ يخْلَقُونَ * وَلَا يسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلَا أَنفُسَهُمْ ينصُرُونَ * وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لَا يتَّبِعُوكُمْ سَوَاء عَلَيكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنتُمْ صَامِتُونَ « 1 » ؛ آيا موجوداتى را با او شريك مىگردانند كه چيزى را نمىآفرينند و خودشان مخلوقند ؟ و نمىتوانند آنان را يارى كنند و نه خويشتن را يارى دهند و اگر آنها را به راه هدايت فرا خوانيد ، از شما پيروى نمىكنند . چه آنها را بخوانيد يا خاموش باشيد ، براى شما يكسان است .
علاوه بر اين كه ضمير « يشركون » جمع است و با تثنيه يعنى آدم و حوّا ، نمىسازد .
برخى از مفسرين گفتهاند كه در اين دو آيه « استخدام » صورت گرفته است . « 2 »
هامش
( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 191 - 193 .
( 2 ) . استخدام در علم معانى و بيان و بديع به اين معناست كه يك يا چند لفظ بيان شود كه از آنها شخص خاصى اراده شود و پس از آن يك يا چند ضمير آورده شود كه معنايى غير از معناى مرجع آن داشته باشد . يعنى مطابق قاعده كه معناى ضمير و مرجع آن يكسان است نباشد ، بلكه از ضمير يك معنا و از مرجع آن معنايى ديگر اراده شود .