حالا در آيات مورد بحث ، بايد ديد كه جهت هدايت آن چيست . اين كه ما بدانيم حوّا از آدم خلق شده است چه تأثيرى در تربيت و هدايت ما دارد ؟ اساساً اين كه در آيات و روايات اين همه بر روى اين مسأله كه ما بدانيم از كجا ريشه گرفتهايم و از چه كسى آفريده شدهايم ، تأكيد شده است به خاطر چه چيزى بوده و چه اهميتى داشته است ؟ قرآن در سوره حجرات آيه 13 مىفرمايد : يا أَيهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ . در روايت نيز آمده است كه : ( ان اباكم واحد ، كلّكم لآدم و آدم من تراب ) . « 1 » جنبه هدايتى اين تأكيدات در كجا نهفته است ؟
با كمى دقت روشن خواهد شد كه اكثر اختلافات ، عداوتها و خشونتهاى بشر - در سطح بينالمللى ، منطقهاى و يا قبيلهاى - از برترىجويى نژادى يا قبيلهاى نشأت مىگيرد . در يك زمان نژاد اربابها را برتر از نژاد بردهها مىدانستند و اصلًا برده را آدم محسوب نمىكردند ، در زمانى ديگر زن را انسان به شمار نمىآوردند و مقدمه وجود انسان مىدانستند ، زمانى ديگر برترى نژادى و تبعيض نژادى مطرح بوده است و . . . . اين فكر از نظر اسلام مردود است و به شدت با آن مقابله مىكند .
قرآن كريم نه تنها بر اين نكته تأكيد مىورزد كه حوّا همچون آدم انسان است ، بلكه سرنوشت او را هم مانند آدم مىداند و مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . مجلسى ، بحار الانوار ، ج 76 ، ص 350 و ج 77 ، ص 54 .