از يك ريشهاند و حقوق آنها در يك رديف است ؛ و اختلافات در برخى از احكام - مانند اختلاف در تقسيم ارث ، ديه ، شهادت و يا ساير امور اجتماعى - موجب اختلاف در انسانيت نمىگردد . بنابراين همان گونه كه حرمت مرد واجب ، حرمت زن نيز واجب است . زن نيز همانند مرد مالك اموال و داراييهاى خود مىباشد و مانند مرد در امور اجتماعى حق رأى دارد و مىتواند انتخاب كند و انتخاب شود . مثلًا اگر در اسلام گفته شده است كه حجاب موى سر و تستّر آن از نامحرم بر زن واجب است « 1 » و بر مرد واجب نيست ، به اين معنا نيست كه زن و مرد در انسانيت متفاوتند ، يا در حقوق با همديگر فرق دارند . اگر شارع مقدس كارهايى را كه با حجاب زن منافات داشته باشد در ملأ عام بر او حرام فرموده ، بدين معنا نيست كه حقوق زن را ناديده گرفته باشد ؛ بلكه براى حفظ نظم جامعه بوده است . در مقابل هم ممكن است محدوديتهايى را براى مرد در نظر بگيرد و زن را در آن امور آزاد بگذارد . به عنوان مثال در فقه ، در باب شهادات ، اگر موضوع شهادت مربوط به اسرار زن باشد ، مرد نمىتواند شهادت دهد و شهادت او معتبر نيست .
هامش
( 1 ) . مانند آيه 31 سوره نور وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيوبِهِنَّ وَلَا يبْدِينَ زِينَتَهُنَّ . . . و زنان مومن را بگو كه ديدگان خويش را فرو دارند و شرمگاههاى خود را نگاه دارند و آرايش و زيور خود را آشكار نسازند مگر آنچه پيداست . و مقنعههايشان را بر گريبانهاشان بياندازند و زيور و آرايش خود را آشكار نكنند . و در سوره الاحزاب ، آيه 59 مىفرمايد : يا أَيهَا النَّبِى قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يدْنِينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ؛ اى پيامبر به زنان و دختران خويش و زنان مومنان بگو چادرهاى خود را بر خويشتن فرو پوشند .