نكته است كه اولاد و حفدهاى كه زن و مرد دارند ، در آن مشتركند و از آنِ هر دوى آنان است . البته من نمىخواهم وارد بحث فقهى و حق الحضانه شوم . ممكن است گاهى براى نظم اجتماعى قوانين خاصى وضع شود ، اين مسأله برترى يكى از زن و مرد را نميرساند ؛ چنان كه آيه 34 سوره نساء الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء ؛ مردان بر زنان كارگزاران و سرپرستانند ) نيز هيچگاه به برترى مردان بر زنان در انسانيت اشاره ندارد .
بنابراين موضوع اين آيه شريفه « اصلاح خانواده » است . البته مرحوم آقاى طباطبائى تعبير به « اصلاح جامعه » كردهاند . ايشان مىفرمايند با توجه به آيات بعد ، اين آيه تمهيد و مقدمهاى براى اصلاح جامعه بهشمار مىآيد « 1 » و در اين ارتباط توضيحاتى هم مىدهند كه قابل مطالعه است . ولى ما به « اصلاح خانواده » تعبير مىكنيم ؛ چرا كه بحث ما اساساً بحث « خانواده در قرآن » است و با توجه به آيات ديگرى كه از سورههاى اعراف ، نحل ، روم و شورا مورد بحث قرار داديم ، بحث به اصلاح خانواده مرتبط مىشود گر چه خانواده نيز جزئى از جامعه است .
همانگونه كه عرض كردم اين آيه اجمالًا به اين مسأله مىپردازد كه زن را - كه همسر شماست - انسان بدانيد و حقوقى مانند ساير انسانها براى او قائل شويد . هيچكس مجاز نيست با زن رفتارى داشته باشد كه حقوق وى را ناديده بگيرد . همگان بايد توجه داشته باشند كه زن و مرد
هامش
( 1 ) . طباطبايى ، الميزان ، ج 4 ، ص 136 .