( البرق ) : هر موقع ( برق ) روشنى مىدهد آنها حركت مىكنند و اگر تاريك شد از حركت باز مىايستند .
اين آيه را به دو گونه مىتوان تفسير كرد : الف ) هنگامى كه خداوند حق را براى آنها روشن مىكند از آن تبعيت مىكنند و اگر هوى و هوس غالب شد و تاريكى سراسر وجود آنان را فرا گرفت حق را رها كرده و به دنبال باطل مىروند ؛ ب ) شايد هم مراد اين باشد كه هرگاه از اسلام به آنان خير و سودى برسد از مسلمين تبعيت مىكنند و اگر خيرى نرسد از جهاد و همراهى با مسلمانان خوددارى مىكنند . « 1 »
( و لو شاء الله . . . ) : و اگر خداوند اراده مىكرد گوش آنها را به بانگ رعد كر و چشم آنها را به وسيله برق كور مىكرد ، زيرا او بر هر كارى تواناست . ذكر ( سمع و بصر ) به خاطر اين است كه قبلًا ذكر شدهاند . آيه درصدد بيان اين مطلب است كه در واقع اگر خداوند بخواهد كفر آنان را ظاهر و باعث هلاكت آنان مىگردد . « 2 »
نكته قابل دقت راجع به آيات اين است كه لفظ ( الذى ) مفرد آمد ، ( فلما اضاءت ما حوله ) نيز جمله مفرد است ، اما ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَّا يبْصِرُونَ جمع آمده است . علت تغيير مفرد به جمع چيست و چگونه منافقين يا يهود را با اين كه جماعتى هستند به الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا كه مفرد است تشبيه كرده است ؟
شايد بتوان گفت كه ( الذى ) به معنى ( الذين ) است و يا اين كه
هامش
( 1 ) . على بن محمد ، تفسير ماوردى ، ج 1 ، ص 83 .
( 2 ) . طبرسى ، مجمع البيان ، ج 1 ، ص 152 .